, , ,

نکیر و منکر من ربک

بسم الله الرحمن الرحیم

 روایتی هست که وقتی آدم می میرد؛؛ نکیرین سوال میکنند که: من ربک
رب حقیقی همانست که همه ماسوی الله و مخلوق خدا ؛؛ اسم ونمود او هستند وشخصیتشان نمودیست.

مثل آئینه که آنکه مقابلش ایستاده است را نشان میدهد اسم وایه وآئینه شخصیتشان به نشان دادنست واگر خلق از خدا حکایت نکنند شخصیتشان که نمودیست آشکار نمیشود ۰

مثل : جان نوشته حکایت از نویسنده میکند نویسنده دارائی خودش را در نوشته اش ریخته است ۰

 رب یعنی جان عبد؛؛ آنکه حکایت میکند از جان ؛؛ عبد؛؛ است واگر از جان حکایت واطاعت نکرد؛؛ میشود شیطان ۰

تصویر آئینه هم شخصیتش نمودیست لذا بره هیچوقت شخصیت عکس را ونمود را نمیفهمد وخیال میکند بره دیگری در مقابلش است ۰

نوشته ادم ان چیزی است که برای آدم باسوادروشن میشود۰
اسم ومظهر دیگری را که جانشان هست؛؛ را نشان میدهند ۰

وقتی نکیرین سوال میکنند: من ربک؟ او همانی را که درش ظاهر است همان را نشان میدهد
اگر رب العالمین را حکایت نکند با گرز اتشین میزنند بر سرش و او نابود میشود ۰
معنی اش این است که ما خود آدمی داریم که جان نوشته را ادراک میکند وآن وصف نویسنده است وظهور آن وصف ؛؛که علم نویسنده است درش ظاهر است۰ این گرز تمثل است یعنی در تمام عمرمان ما اینچنین هستیم ۰
وقتی این معنا را تشخیص ندهیم این گرز را میخوریم همیشه۰ یعنی آدمیت ادم را نداریم ۰
هرچیزی ظاهر شد در آدم همان را حکایت میکند۰

ما اگر علم هندسه را دارا نشدیم؛؛ حکایت از هندسه هم نمیتوانیم بکنیم۰

ما معمولا از دیدن وخوردن وشنیدن حکایت میکنیم واینها همان رب ما هستند ۰
ما از انها حکایت میکنیم وچون اینها رب آدمند گرز میخوریم ۰

 رب العالمین است که رب ماست واین دارائی حقیقی ماست پس زمین وآسمان رب ما نیستند وهمه آنها و ما فیها؛ مربوب رب العالمینند۰

ما هم حروف وهم نظم حروف را میفهمیم ولی بعضی از نوشته جز جوهر خودکار نمیفهمند؛؛ باید توجه کرد که نویسنده در نوشته قلم وکاغذ وانگشت ودست و۰۰۰۰را به کار گرفته واینها عاملند نه رب نوشته؛؛ خودکار عمله نویسنده است وکاره ای نیست ۰

 مثال دیگر اینکه : آدم در آیینه ای ظاهر میشود وآئینه دومی مقابل آئینه اولی باشد ولی آئینه دومی نفهمد که شخص است که در او ظاهر شده نه أئینه اولی ؛؛ او به شخصیت حقیقی خود که نمود بودن است؛؛ پی نبرده است ۰

ماخیال میکنیم که پدرو مادر وزمین و آسمان رب ماهستند ومارا پرورش میدهند چون همه اینها در ما ظاهرند ۰ انسان چون که آخرین مرکب هست همه اینها درش ظاهرند ۰ و ما این سایه ها را شخص میدانیم ۰

شیطان هم چون سایه را شخص میداند نمود دور خداست وملعون است ۰ ما حقیقت عالم و آدم که باید شخصیتشان نمودی باشد را نمیشناسیم ۰

 خویشتن نشناخت مسکین آدمی

این سرا و باغ تو زندان توست

زندان یعنی نفهمی یعنی آن که اصل است را رها کرده ایم و در قبریم ۰

ما هر چه دارایی داشته باشیم با همان در قبریم وشب اول قبر الان هم هست تا رب برایمان روشن نشود در قبریم
همین که لاطائلات را چیزی میدانیم در قبریم ۰

چند پنداری تو پست را شرف

عمرسعد پستی را شرافت می پندارد ۰

ما هم به نظرمان میاید که زندگی همین خوردن وخوابیدن است ما ابد درپیش داریم ۰
دین گریز یعنی به آدمیتش گرز میزند وتوجه ندارد
این فکر یزیدی است که همه داریم
رگ رگ است این آب شیرن آب شور
درخلایق میرود تا نفخ صور

همه ادمها این رشته ها را دارند منتهی  پیامبران متوجه حقیقت خود شدند وخود موهومشان را برداشتند ودیگران را هم دعوت به همین میکنند که جان وخود حقیقی خود را دارا بشویم۰

اگر آدم حقیقت را نشان نداد دائما گرزیست که دارد میخورد ۰

 جهنم وبهشت بالقوه در ادم هست ۰

مثل سواد که بالقوه در ما هست که اگر باسواد شدیم جان نوشته را ادراک میکنیم ۰

والا اگر جان عالم را ادراک نکرد ادمیت ادم از بین رفته ؛ این را آدم بالاخره دیر یا زود میفهمد۰

 خواب منبه ادم است که می فهمد ربش چی هست
یکی در خواب می بیند یکی در حال احتضار می فهمد ویکی بعدها۰
اگر خواب دید نجاست میخورد این حرام خوردن است ۰

 جان عالم هستی است که همه محسوسات ومعقولات بر هستی تکیه دارند واوست که رب همه است مثل اینکه نه جوهر ونه قلم ونه دست ونه انگشت ؛ هیچکدام نویسنده نیستند واین وصف نویسنده است که در نوشته ظاهرشده است۰

ما اگر مخاطب ان ربکم الله ۰۰ واقع شدیم رب حقیقی در ما میخواهد ظاهر بشود؛؛ اینکه اینجا آمدیم چون اینجا نه دنیا داده میشود ونه آخرت جان اینهاست که داده میشود۰
رب اینها که جان عالم است رب ماست
مثل نوشته که ما نوشته عالم وآخرین مرکبیم واوست ؛؛ هو هست که خالق است وبرش میزند۰

 هوالله الخالق البارئ المصور برش می زند و می تراشدو صورت میدهد ۰

 این هستی است که برش زده است وتراشیده است وصورت داده است۰

هو الذی یصورکم فی الارحام

ملائکه رسل خدا هستند وفرمان اورا اطاعت میکنند۰

آیینه هزارمی خیال میکند إیینه قبلیش ظاهر است درش وحال اینکه شخص است که در آیینه ها ظاهر است ۰

 ان ربکم ۰۰۰انکه در شما ظاهر است و شما از او حکایت میکنید او حقیقت شماست ۰
ما بایدحقیقت عالم که آیه بودنشانست را حکایت کنیم ۰

 لا اله یعنی هیچ خالق وظاهری نیست وهمه حکایتگرند واین معنای نبوت و ولایت است که حقیقت در آدم ظاهر میشود۰

 ولاتفسدوا فی الارض بعد اصلاحها ادم ارضش با ظهور رب حقیقی اصلاح میشود مثل وقتی که نویسنده را در نوشته ملاحظه کنییم والا مثل بره به عالم نگاه کرده ایم ۰

آدم دائما ظهورات درش پیدا میشوند وکم کم معتدل میشود اینکه شما آمده اید اینجا یعنی درحال اعتدالید که همت کرده وبا طهارت آمده اید تا رب در شما بنشیند۰۰

حالا که او در شما ظاهر شد ولاتفسدوا فی الارض بعد اصلاحها دیگر به درو دیوار عالم توجه نکنید۰

مثل اینکه در نوشته به جان نویسنده ووصف نویسنده توجه میکنیم که واسطه ها یعنی قلم و کاغذ و دست و۰۰۰۰ واسطه برای ظهور او هستند ۰

 سابقوا الی مغفره من ربکم غفران یعنی نقصها را برمیدارد واینکه سایه ها وشیاطین درش ظاهر شده اند را بردارد وما بیشتر در لاینبعی مسابقه میدهیم ۰

جمله در لا ینبعی آهنگشان
جمله با شمشیر چوبین جنگشان
از خیالی ننگشان و نامشان
وز خیالی صلحشان و جنگشان

بیشتر مسابقه میدهند که بیشتر در قبر فرو بروند ۰

 صلوات یعنی طلب رحمت کردن از خدا واگر آدم رحمت را بخواهدصلوات می فرستد هو الذی یصلی علیکم والملائکته ۰
صوات دستور خداست که یا ایها الذین امنوا صلوا علیهم
بر ما هم صلوات میفرستد یعنی ما که طلب رحمت میکنیم خدا رحمت را انزال میکند چون داریم امر او را فرمان میبریم پس از آل حضرت واقع میشویم واهدای صلوات باعث میشود که آن بزرگواران هم پاسخ بدهند ۰

 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *