غضب و رضا

بسم الله الرحمن الرحیم

سوالی مطرح شده که مضمونش این است:
سوال:خداوند داری صفت غضب و رضاء هر دو هست یعنی اگر بندگانی کار نیک انجام دهند خداوند خشنود میشود و اگر کار بد انجام بدهند خداوند غضب می کند؟
حالا در بعضی امورعفو کند و غضب نکند ودر بعضی امور عفو نکند و غضب کند.
علی ای حال خدا دارای صفت غضب و رضاء هست.وغضب ورضا دارای مستلزم این است که خداوند منفعل شود،یعنی از کار نیک منفعل بشود ودر مقابل کار بد ما عکس العمل نشان بدهد ،یعنی غضبناک بشود یا راضی بشود.
در حالیکه در خداوند انفعال،تاثرممکن نیست.چگونه جمع می کنیم بین اینکه خداوند متاثر و منفعل نمی شود و در عین حال غضب و رضای دارد،سوال این است.
جواب اینکه خداوند منفعل نمی شود ولی فاعل است.غضب در خدا به معنی ایجاد عذاب و رنج است.وقتی بنده ای کار بد انجام می دهد خداوند نسبت به اوغضبمی کند یعنی برایش عذاب آماده می کند،یعنی فعل خداست.
وقتی بنده ای کار نیک انجام می دهد خداوند برایش پاداش ایجاد می کند،و این هم فعل خداست.
پس رضاء و غضب در واقع کنایه ازکاری است که برای عبد خوشایند است و کاری که برای عبد رنج آور است.
وایجاد کار یعنی فعل
پس خداوند فاعل است در این دو امرنه منفعل.ممکن است کسی ایراد بگیرد و بگوید کاربد من از ازل که نبوده است الان حادث شده است.وهمین منشاءشده که خدا نسبت به این فعل بشتابد.مادامی که این کار و نکرده بودم خدا فاعل این جزاء نبود حالا که این کار و انجام می دهم ،خدا این فعل را صادر می کند.این فعل که از اول صادر نبود الان صادر شده است پس معلوم میشود که تحولی پیش آمده است که خدایی که نسبت به این فعل فاعل نبود فاعل شده است.پس بازهم انفعال هست،انفعالی که منشا صفت رضای و غضب نمیشود ولی منشاء اون فاعلیت اون فعل رنج آور یا اون فعل ملایم می شود.فرقی نمی کند که خدا را منفعل ببینیم بخاطر پیدا شدن صفتی یا منفعل بدانیم بخاطر فاعل شدن فعلی.منفعل بودن برای خدا ممتنه.پس جواب اول نمیتونه ریشه اشکال را قطع بکند پس جواب دیگری بدهید.
به اشکال جدید دو جواب داده می شود.که جواب ها مخصوصا این جواب نیستند. اینکه کسی سوال کند که خداوند چرا دعا ما را مستجاب می کند.همین مستجاب کردن دعا معنیش اینه که در دعا من درخدا تاثیر گذاشته است و خدا در صدد برآمده است که جواب مثبت بدهد،این هم نوعی انفعال است.یا قربانی های ما رو می پذیرد یا فرض کنید گناه می کنیم عذاب برای ما نازل می کنیم این ها همه جواب هاشون همین است که می خواهم عرض بکنم یعنی این اشکالی که شما کردید دامنه تر از اونی هست که نوشته اید و وسیع تر هست.و جوابی که داده میشه همه این اشکالات جواب خواهد داد.هم بحث اسستجابت دعا،هم بحث غضب و رضای خدا و نازل کردن عذاب و امثال این ها.
یه جوابی داریم که صدرا در جلد ششم اسفار گفته و ابن سینا در اواخر نجات گفته است،شاید یک فصل مانده به آخر فصل نجات این جواب ذکر کرده است .صدرا این مساله را در باب استجاب دعا و تردد گفته که خداوند به خودش تردید نسبت داده است (ما ترد فیشه انا فاعل که تردی فی قبض روحی عبد ان مومن یکره الموت و یکره المساحه ) که خدا به خودش تردید نسبت می دهد خوب اینجا که تردید بهش نسبت داده میشه باطل است مثل انفعال می مونه نه میشه در این به خدا نسبت داد نه میشه انفعال نسبت داد این را چه جوری توجیه می کنید صدرا بحث تردید و استجابت مطرح می کند ،ابن سینا بحث استجابت دعا را و قربانی و همه را مطرح می کند جوابشون هم مشترک است.هر دو بزرگوار اینطور جواب می هند:
خداوند وسائط فیض دارد یعنی وسائط فیض بعضی هاشون عقلی و مجرد بعضی هاشون مادی هستندو وابسته به ماده مثل نفوس فلکی یا نفوس که در عالم مثال هستند نفوس فلکی صدرا قبول دارد ابن سینا قبول دارد نفوس مثالی فقط صدرا قبول دارد اب سینا قبول ندارد.به هر حال فرقی نمی کند نفس می خواهد نفس فلکی باشد یا نفس موجود در عالم مثالی باشد این ها وابسته به عالم ماده هساتند و قابل تغییرو انفعال و تردد هستند و این ها واسطه فیض هستند.
خداوند فیض را به این ها داده است این ها بعد از شنیدن دعا ما یا بعد از شنیدن کار خوب و بعد ما منفعل می شوند چون وجود نفسی دارند انفعال آنها اشکالی ندارد این وسائط فیضی که عقلی هستند نمی دانیم آنها منفعل نمی شوند.ولی وسائط فیضی که نفسانی هستند منفعل می شوند و آن ها با وسائطی که خداوند در اختیارشون گذاشته است و اذنی که خداوند از اذل بهشون داده است دعا را مستجاب می کند یعنی اون چیزی که ما می خواهیم در اختیار ما می گذارند،فیض الهی است ولی اونها در اختیار ما می گذارند تنزل می دهند به ما.
یا مثلا عقابی هست تنزل می دهند به ما یا ثوابی هست تنزل می دهند به ما کار را اونها انجام می دهند و اونها منفعل می شوند و کار را انجام می دهند منتها چون خداوند فاعل اونها هست اولا ،فیض در اختیار اونها گذاشته ثانیا، و اذل در اختیار اونها گداشته ثالثا،خدا فاعل این کارها به حساب میاد لذا استجابت به خودش نسبت می دهد.با اینکه وسائط فیض استجابت کردند ولی چون وسائط فیض بلاخره بدون دخالت خدا بدون فاعلیت خدا کاری نمی توانند انجام بدهند فیض از خداست،خلقت و این وسائط از خداست.
همه این ها باعث می شود که ما این کاری که ما این وسائط فیض انجام می دهد بتوانیم به خدا نسبت بدهیم،وهمین کارهم میکنیم.
می گوییم خدا غضب کرد،خدا این فعل را انجام داد،خدا استجابت کرد،خدا تردید کرد،همه اینها یعنی واسطه ها.ومادرکارها واسطه در فیض را داریم ملاحظه می کنید مثلا خداوند می تواند مستقیم قبض روح کند ولی به واسطه عزرائیل دستور داده یا عزرائیل به تنزلات خودش دستور می دهد یا کارهای دیگه از این قبیل در دنیا داریم که توسط واسائط فیض انجام می شود وقتی می خواهد بچه ای متولد بشه ملکه ای صورت گری می کند در رحم مادراین ملک نوعی واسطه فیض است.کاری که خدا بدون واسطه انجام نداده است این دارد با واسطه انجام می دهد اما این کار خداست.پس کار را خدا انجام می دهد بدون این که انفعالی از خدا رخ بدهد از اذل خداوند این قوانین را تنظیم کرده است و فیض را صادر کرده و این موجودات نفسانی را آفریده است بهشون اذن داده در اذل و براشون بیان کرده که این قانون شماست این وظیفه شماست باید انجام بدهید و اونها هم باید طبق آن عمل می کنند بدون اینکه انفعالی برای خدا پیش بیاید این یک جواب که جوابی که صدرا و ابن سینا می دهد.جواب دیگری که شاید بتوانیم به این جواب ارجاء بدهیم ولی خوب به ظاهر جواب متفاوتی هست با جواب اولی.
این جواب این است که خداوند فیض را افاضه کرده است چه با واسطه چه بی واسطه دیگه وارد این معقوله نمی شویم.خداوند فیض افاضه کرده است و در جهان این فیض هست من قابل گرفتن این فیض نیستم قابلیتم کامل نشده است وقتی دعا می کنم قابلیت برای من حاصل می شود و من سمت فیض می روم و فیض حاصل و من سمت فیض می روم و این فیض را جذب می کنم یا انجا که مثلا فرض کنید که کار نیکی انجام می دهم باز قابلیت پیدا می کنم در اینکه فیض الهی که در جهان افاضه شده دریافت کنم یا کار بدی انجام می دهم اون فیض را می گیرم.پس تردید برای خدا نیست تغییر برای خدا نیست هر چی هست در ناحیه ما دارد انجام می شود کار در ناحیه خدا انجام شده است.
ممکن شما اینجا اشکال کنید که این بیانات نشان می دهد که خداوند کار را انجام داد و کنار نشسته است و این قول یهود می شود که یدالله مقبولن و خدا کار را در اذل انجام داد و بعد رفت کنار نشست این کارها خودشون دارند اجرا می شوند به نتیجه می رسند به هر جوری که خداوند از اذل براشان قرار داده است دارند جریان پیدا می کنند پس ید خدا می شود مقبول،میمکن این اشکال بکنید یا به تعبیر دیگر می توانید اینو بگویید خداوند دکمه ای را در جهان فشار داده است ،جهان با این دکمه دارد کار خودش انجام می دهد و خداوند منعزل از کار رفته یه گوشه ای نشسته دارد استراحت می کند ممکن این بیان شما بگویید و این اشکال بکنید جواب این هست که ما قبول داریم که خدا دکمه عالم فشار داده است و قبول داریم نظمی در عالم برقرار کرده است و سنتی را گذاشته که با لنت تجرد سنتی لا تبدیل را این سنت را اجرا میشه.ولی معتقد هستیم هر کاری که انجام میشه خدا به عنوان رقیب حاضر و اشراف دارد و اگر بخواهد جلوش را ببنده می بندد اینطور نیست سنت خودش دست و بال خودش بسته باشد که یدش مقبول شده باشد بلکه سنت خودش جاریست و این سنت مدامی که بر خلافش اراده نکنند ادامه می دهد اگر اراده هم می کند اراده اش حادث نیست از اذل می دانسته و این قضایا را پیش بینی کرده که این کار رو خواهد کرد .پس خداوند رقیب هست ،اشراف دارد،محیط هست،در همانجا که این کارها دارد با نظمی که اله از اول بهشون داده اجرا می شود در همانجا خدا حاضر است ،در همانجا هم می تواند دخالت بکند اگر بخواهد اراده بکند و این خواستنش هم خواستن حادث نیست از همون اذل هم براش معلوم بوده و روشن است و دارد انجام می شود از همون اذل تمام جهان با تمام تغییرات که هست وبا تمام ثباتی که دارد پیش بینی می کرده و به همین صورت که هست ادارش می کرده اگه تغییری هم می خواهد اتفاق بیفتد از همان اذل می دانسته تغییر را می داند نه در علمش نه در صفاتش تغییری رخ می دهد با این بیانی که گفته شد معلوم شد که در خداوند تغیری نیست ،انفعالی نیست و این ها به نظر ما جواب کاملا گفته شد اگر شبهاتی به نظر می رسید آنها هم گفته شد آنه هم جواب داده شد.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *