شرح معرفت نفس

شرح مقدمه کتاب معرفت نفس علامه حسن زاده :

علامه ابتدای کلامشان با هو بود ،مقام ذات که الله خبر از آن مقام است ، قل هو الله احد ،،سوره توحید،،هو الله الذی لا اله الا هوالملک القدوس المهیمن العزیز الجبار المتکبر ،،سوره حشر،، وعلامه با ابتداءکردن به هو میخواهند ،یادآور شوند که معرفه النفس میتواند انسان را به چنین مقامی نائل گرداند .

حال دلائل ایشان :

معرفت نفس ناطقه انسانی قطب قاطبه معارف ذوقیه ، و محور جمیع مسائل علوم عقلیه و نقلیه ، واساس همه خیرات و سعادات است .

وبه بیان مولی امیرالمومنین علی علیه السلام :معرفه النفس انفع المعارف .

علامه در ادامه،، سخن گرانبهای امیر مومنان را دلیل بر سخنان خود آورده اند که انفع معارف معرفت نفس است و باز به دلایلی دیگر اشاره میکنند،،معرفت نفس همان روان شناسی وخودشناسی است که اقرب طرق به ماورای طبیعت ، وصراط مستقیم خدا شناسی است .

معرفت نفس را روان شناسی انسان معرفی میکنند ،پس میتوان گفت روان شناس واقعی انسانها انبیاء و اولیاء و ائمه و پیروان ایشان هستند که :العلماءورثه الانبیاء و البته علماء کسانی هستند که مراتب و مقامات و شئون انسان را شناخته و او را متوقف در بدن و حس و خیال و وهم نمیکنند،دستش را گرفته و او را از وادیهای سرگردان کننده رهانده و به وادی ایمن و مقدس میبرند و نعلین تعلق به دنیا و عقل را از پای انسان کنده و مطهر از نجاسات درونی وبیرونی میکنند که امر خداست به انسان :فاجتنبوا الرجس من الاوثان ،،از پلیدیها ونجاسات بپرهیزید از بت پرستی ، خود پرستی ، هوی پرستی که همه ما اکثرا مصداق آنیم . ،،افرایت من اتخذ الهه هواه ،، .پس باید گفت انبیا و اولیا روانشناسان حقیقی هستند ،هم اطباءدوار ،، ایشان طبیبان الهی هستند که میگردند تا مریضان را یافته وشفا بدهند چنانچه حضرت مسیح بر این روش بود و همینطور دیگر انبیا واولیا وائمه علیهم السلام .

آن طبیان طبیعت دیگرند

که به دل از راه نبضی بنگرند

ما به دل بی واسطه خوش بنگریم

کز فراست ما به عالی منظریم

اقرب طرق به ماورای طبیعت

علامه نزدیکترین راه به ماورای طبیعت را خود شناسی میدانند ،که دلایل زیادی دارد ، یکی از دلایل این است که خداوند فرموده :الذین یومنون بالغیب ،،،، غیب چیزی است که با چشم ظاهر وحواس پنجگانه ادراک نمیشود ،وما چگونه به آن ایمان بیاوریم ؟ تنها راه شناخت خویشتن است ،ما هم دارای ملک هستیم هم ملکوت ،هم بدن داریم ، هم روح ،، هم از عالم خلق در ماست وهم عالم امر ،، هم مادی هستیم هم مجرد .
پس برای شکار محسوسات خداوند تورهای حواس پنجگانه و برای دریافت حقایق ملکوتی و مجرد ،در ما ملکوت وروح و عقل و ….قرار داده ،پس نزدیکترین راه برای شناخت ماوراءالطبیعت یا ملکوت ،شناخت خود است .

در حدیث آمد که یزدان مجید

خلق عالم را سه گونه آفرید،،،،،،

این سوم هست آدمیزاد وبشر

نیم او ز افرشته و نیمی زخر

نیم خر خود مایل سفلی بود

نیم دیگر مایل علوی بود

یعنی خداوند آدم را که خلق کرد درون او هم خصوصیت ملک بودن و هم خصوصیت حیوان بودن را نهاد .

علامه در ادامه،، سخن گرانبهای امیر مومنان را دلیل بر سخنان خود آورده اند که انفع معارف معرفت نفس است و باز به دلایلی دیگر اشاره میکنند،،،معرفت نفس همان روان شناسی وخودشناسی است که اقرب طرق به ماورای طبیعت ، وصراط مستقیم خدا شناسی است .معرفت نفس را روان شناسی انسان معرفی میکنند ،پس میتوان گفت روان شناس واقعی انسانها انبیاء و اولیاء و ائمه و پیروان ایشان هستند که :العلماءورثه الانبیاء و البته علماء کسانی هستند که مراتب و مقامات و شئون انسان را شناخته و او را متوقف در بدن و حس و خیال و وهم نمیکنند،دستش را گرفته و او را از وادیهای سرگردان کننده رهانده و به وادی ایمن و مقدس میبرند و نعلین تعلق به دنیا و عقل را از پای انسان کنده و مطهر از نجاسات درونی وبیرونی میکنند که امر خداست به انسان :فاجتنبوا الرجس من الاوثان ،،از پلیدیها ونجاسات بپرهیزید از بت پرستی ، خود پرستی ، هوی پرستی که همه ما اکثرا مصداق آنیم . ،،افرایت من اتخذ الهه هواه ،، .پس باید گفت انبیا و اولیا روانشناسان حقیقی هستند ،هم اطباءدوار ،، ایشان طبیبان الهی هستند که میگردند تا مریضان را یافته وشفا بدهند چنانچه حضرت مسیح بر این روش بود و همینطور دیگر انبیا واولیا وائمه علیهم السلام .

آن طبیان طبیعت دیگرند

که به دل از راه نبضی بنگرند

ما به دل بی واسطه خوش بنگریم

کز فراست ما به عالی منظریم

وصراط مستقیم خداشناسی است

ایشان صراط مستقیم آدمی را بر معرفت نفس میدانند ، پس هر آن کس بخواهد در صراط مستقیم راه پیموده کوتاهترین و نزدیکترین راهها به خداشناسی همین راهست . زیرا هیچکس به انسان نزدیکتر از خدا نیست ،پس برای ادراک قرب الهی ،بهترین راه همین معرفت به خود است ، وانسان آینه تمام نمای خدا و آیت عظمای الهیست ، خدا را نمیتوان شناخت مگر از راه شناخت نفس انسانی ، ماعرفناک حق معرفتک ،گرچه انسان حق معرفت خدا را نمیتواند بجای آورد ولی اگر در صراط مستقیم حرکت کند ،به صراط منعم علیهم پا نهاده وراهش از مغضوبین و ضالین جدا خواهد شد و این راه معرفت نفس است .

نمیدانی که درسینه چه دارم
غمی سنگین کز آن چاره ندارم
نمیخواهم که روی ماه خود را
کنی پنهان ، تو در شبهای تارم
چنان درد فراقت آتشم زد
که تا صبح ازل رفته صدایم
صدای من چو نی مینالد وتو
به من گوئی که با دردت بسازم ؟

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *