شرح درس دوم معرفت نفس

بسم الله الرحمن الرحیم 🌹

درس دوم از کتاب معرفه النفس

 درس دوم در باره قوه ای که میان موجودات گوناگون مقایسه کرد وبین آنها تمییز قائل شد و نتیجه گرفت وحکم کرد که کدام موجود از همه موجودات اشرف وبرتر است ؛ سخن میگوید وبا طرح کردن پرسشهای گوناگون ؛ ما را به سوال وتفکر در باره این موجود برمیانگیزاند که کمی درباره وجود این موجود بیندیشیم ۰

در درس اول دانستیم که هر چه مشهود ماست وجود دارد ؛ یعنی موجود است بلکه خود وجود است ۰

درس اول در باره وجود بود واینکه هر آنچه در اطراف خود ومشهودات خود می بینیم همه موجودند و اصلا خود وجود است ۰

تا حدی در مشهودات خود کاوش کردیم وآنها را با یکدیگر سنجیدیم ونتیجه گرفتیم که انسان دانا اشرف از اقسام دیگر است ۰

دو موضوع مهم در ان در مورد توجه است :
اصل وجود که همه موجودات را فراگرفته است ۰
موجودی است که میان موجودات مختلف مقایسه کرده ونتیجه گرفت انسان دانا و موجود برتر عقل است ۰
این کاونده وسنجنده و نتیجه گیرنده کیست ؟ وآنکه تمیز بین آن اقسام داد وترتیب مقام در آنها قائل شد وحکم کرد که این نوع ؛ اشرف از آن نوع است ؛ کیست ۰

 درباره موجود کاونده وجستجو گر و مقایسه کننده و نتیجه گیرنده صحبت میشود که هم موجوداتی که میان آنها مقایسه کرد و هم خود مقایسه کننده ؛ همه از سنخ وجودند .

 پس همه چیز از وجود است ۰ هم مشهودات و هم بیننده و مقایسه کننده وحکم کننده همه موجودند وباز صحبت در باره وجود است ۰

هریک از ما دارای چیزی است که تمیز دهنده وحاکم میان موجودات است واین ممیز وحاکم خود ما هستیم ۰ این ممیز وحاکم در کجاست ؟ درون ما یا بیرون از ما ؟ از اعضای ماست یا غیر اعضا ؟ پنهان است یا پیدا ؟

 آیا انسان مرده که تمام اعضا وجوارح او صحیح وکامل است نیز دارای آن ممیز و حکم کننده است وآیا با مردن انسان آن چیز نابود شده است یا موجود است ؟
آیا چیزی نابود میشود و اگر موجود است کجاست ؟ چرا دیده نمیشود ؟

مردن چیست وفرق آن با زیستن چیست؟ موت وحیات چیست ؟ آیا مردن به معنی نابود شدن است ؟

بحث در باره موجودیست که تمیز میدهد ؛ مقایسه میکند ؛ علم پیدا میکند و حکم میکند ۰
برای شناختن این موجود سوالات زیادی مطرح میشود تا شناخته شود ودانسته شود که این موجود درون بدن نیست ؛ چون اگر حکم کننده وتمیز کننده از اعضای بدن باشد با از بین رفتن اعضا دیگر نمیتواند تمیز داده وحکم کند که این موجود از دیگری برتر است پس من تمیز دهنده وحکم کننده غیر از بدن است ۰

با شترش سفر میکرد وشتر سالم بود ولی ناگهان افتاد و مرد ۰ عرب که نمیدانست آنچه که شتر واعضای بدنش را حرکت میداده چیزیست ماورای بدن ؛ دور شتر می گشت وبه اعضا وجوارح او دست میکشید و میگفت تو که اعضایت سالم و سرجای خودش است پس چرا حرکت نمیکنی ؟ عرب واقف به این امر نبود که محرک وجامع ونگهدارنده اعضای شتر روح حیوانی او بوده است ونه بدن واعضایش ۰

انسان علاوه بر روح حیوانی یا روح بخاری که جامع وحافظ و متصرف در بدن است وهمه اعضای بدن بواسطه این روح زنده اند وحرکت دارند ؛ روح دیگری هم دارد که تمیز دهنده وحکم کننده است ؛ که به آن نفس یا روح انسانی میگویند؛ که حتی پس از مفارقت روح بخاری از بدن بقا دارد واین علم النفس مهمترین اصل پس از توحید است یعنی معاد واگر کسی قائل به توحید ومعاد نباشد از درجه انسانیت ساقط شده و به او بشر گفته میشود که تنها ظاهر انسان را داراست ولی از حقیقت انسانیت بیخبر است ودر قرآن کریم به این گروه از انسانها کافر گفته میشود ؛کافر در حجاب غفلت از حقیقت خود است ۰
آیه ۲۱ از سوره فصلت بیان کننده این حقیقت است که جلود یعنی پوستها بر علیه من انسان شهادت میدهند ودر آیات دیگری بعضی از اعضا برعلیه انسان شهادت میدهند واین شاید بیان کننده این باشد که من غیر از اعضا وبدن است که آنها بر علیه اش شهادت میدهند ودر این آیه جلود را فرموده چون پوست در سراسر بدن وجود داشته و تمام ادراکات را شامل میشود ؛ جلود جمع جلد یعنی پوست است وپوستها یعنی آنچه در تمام بدن منتشر بوده و همه ادراکات انسان را شامل میشده ؛ به همین علت بر علیه تمام اعمال انسان میتواند شهادت بدهد ۰

یک قسم از مشهودات خود را می بینیم که به ظاهر هیچ حس وحرکت ندارند و آنها را رشد و نمو نیست ،چون انواع سنگها وخاکها ومانند آنها که این قسم را جماد میگوئیم.

 جمادات هم از وجودند و موجودند ،،ولی ظاهرا چون حس وحرکتی نداند ،در تقسیمات جانداران ودر علوم طبیعی وتجربی ، ما آنها را در تقسیم بندی موجودات نمی بینیم ،والا جمادات یعنی بی حرکتها هم موجودند وهمه تسبیح گوی وجودند ،،آنها از حیث وجودی دارای طول وعرض و عمق اند ، و به چشم دیده میشوند ،،وهریک درنهایت زیبائی هستند.

باید به خود بگوئیم : ای دل غافل بیچاره این همه زیبائی در کویرها ،بیابانها ،کوهها وسنگها و خاکها را چگونه نمی بینیم .

 و من کان فی هذه اعمی فهو فی الاخره اعمی

ای کور دل نابینا تسبیح اینهمه جمادات نمیشنوی ؟!!!

 و ان من شیئ الا یسبح بحمده ولکن لا تفقهون تسبیحهم .

همه عالم اعلام وجود میکنند ومیگویند : ما از نیستی منزهیم ،،این تسبیح آنهاست و تسبیح یعنی بری بودن از عدم ،،پس هر آنچه موجود است ،مسبح خداست ولی ما نمیفهمیم .ویک قسم دیگر را می بینیم که تا حدی حس و حرکت دارند و رشد ونمو میکنند ، چون انواع نباتات که رستنیها باشند از گیاه گرفته تا درخت .در رتبه بالاتر وقتی به مشهودات خود توجه میکنیم ،دسته ای هستند که علاوه بر دارائی وجودی جمادات که ابعاد ثلاثه است ،، آثار وجود بیشتری را نشان میدهند ، توجه کنید گفتیم: نشان میدهند والا دارائی ندارند ،دارائی از آن وجود است و کار موجودات فقط👈 ارائه دارائی وجود است ،،فقط نشان دهنده وجودند ،آیاتند این دسته از مشهودات حس وحرکت کمی دارند و رشد ونموی . یعنی یک گیاه با استفاده از عناصر موجود مانند آب ،نور ،هوا ،خاک و مواد غذائی درون خاک ، تغذیه کرده و رشد و نمو میکند.دستگاه عظیم خلقت این موجودات بسیار شگفت انگیز است، اینکه از ترکیب عناصر برای خود غذا میسازند و رشد میکنند ، تسبیح آنهاست ،آنها هم به زبان وجودی خود اعلام میکنند ما موجودیم و از وجود بهره مندیم . درختان بلند ،گلهای زیبا و رنگارنگ ، گیاهان گوناگون،،که بااستفاده از خاک وآب ونور وهوا ،،اینقدر متنوعند وهریک در کمال حسن و زیبائی جلوه گر هستی اند .

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *