شرح درس اول معرفت نفس

بسم الله الرحمن الرحیم

درس اول معرفه النفس

وجود است که مشهود ماست ،، ما موجودیم وجز ما همه موجودند ،ما جز وجود نیستیم وجز وجود را نداریم وجز وجود را نمی یابیم وجز وجود را می بینیم . 

درس اول درسی است وجدانی ،فطری ، شهودی ،،احتیاج به مقدمه وعلمی برای فهمیدن ندارد ،، کافی است که انسان به خود واطرافش توجه کند ،، وقتی چشم بر عالم وآدم وخودش باز کرد ،متوجه میشود ،که از ابتدا در دامان وجود بوده وهست و خواهد بود .

این درس را خیلی مهم بدانید و به صورت عادت به اطرافتان وخودتان نگاه نکنید ،،نگاهی داشته باشید دفعی ،،چشم ببندید وتصور کنید همین الان به دنیا آمده اید ، وهمین هوش ونگاه واستعداد را دارید ، چند لحظه دراین حال بمانید ، بعد چشم را باز کنید ،،نه مانند همیشه ،بلکه از روی غیر عادت .

اگر ناگهان خودرا ،،دستانتان ،انگشتانتان، وکل بدنتان را ببینید ، متوجه میشوید که حیرت اندر حیرت است .

من کجا بودم ؟ چگونه به اینجا آمدم ؟ من کیستم ؟ اینها که در وجود من است ،چیست ؟ چگونه شده که این دست وپا وچشم و گوش و ،،،موجود شدند ؟ چگونه از یک نطفه وقطره آبی ،چنین چیزهائی موجود شده است ؟ اینها را چه کسی موجود کرده ؟ خود قطره کم کم به این شکل در آمده ؟ مادرم به من این صورتهارا داده ؟ چرا این صورتها موجود شده اند ؟ آیا هدفی برای چینش بدن من در نظر بوده ؟ این خورشید درخشان از کجا آمده واین ماه تابان و این آسمان وستارگان ، آب و خاک و درختان و،،، ونان وآب وهوا که به آنها زنده ام ؟

پس : اولین ادراک وشهود ما از عالم، وجود است . کودک ادراکش با وجود شروع میشود .

هر آنچه ادراک میکنیم از دیدنی وشنیدنی و چشیدنی و خوردنی و …همه موجودند.پس ما در وجودیم ،با وجودیم و ادراکات ما به وجود تعلق میگیرد . وجود را در فارسی به هست و هستی تعبیر میکنیم . در مقابل وجود عدم است که از آن به نیست ونیستی تعبیر میشود . وچون عدم نیست ونیستی است پس عدم هیچ است و هیچ، چیزی نیست تا مشهود گردد واگر بحثی از عدم پیش آید به طفیل وجود خواهد بود .پس وجود است که منشا آثار گوناگون است و هر چه پدید میآید باید از وجود باشد ،نه عدم . و من بدیهی تر از این درس چیزی نمیدانم .

این که در مقابل وجود وهستی ،،عدم وهیچ است ،، شما را به چه چیزی متوجه میکند ؟ سوالیست مهم .

هستی منشا اثر است وهیچ ونیستی چیزی نیستند که منشا اثری باشند .

پس خدا که هستی مطلق است ،،همه چیز را هست کرده است . در مقابل هستی ،عدم است وعدم یعنی هیچ، هیچ چیزی نیست که بخواهد در مقابل هستی باشد ،،پس نتبجه میگیریم کل وجود ما وعالم از هستی است ،،وهستی خداست ،پس وجود همه ما متعلق به خداست .

هستی فراگیر است وجائی را پیدا نمیکنیم که نیست باشد ،چون هر چه می بینیم و می یابیم همه هستند وما در عالم وجود هستیم که هستیم .

این بدیهی ترین چیزی است که ما ابتدا وانتها به آن توجه میکنیم ،،ما به هر چه توجه میکنیم هستی است .

سوال : پس ما چگونه از عدم ونیستی وهیچ صحبت میکنیم ،چون وجود نداردکه ببینیمش یا ادراکش کنیم ؟

جواب : اگر صحبتی از عدم ونیستی میشود ،به طفیل وجود است ،یعنی وقتی می بینیم چیزی وجود ندارد و ما ادراکش نمکنیم ، حکم میکنیم که آن چیز موجود نیست .

پس ادراک نیستی وعدم هم به طفیل وجود است ،ازنبود وجود به عدم پی می بریم .

این بود سخن ما در این درس و خلاصه اینکه جز هستی چیزی نیست و همه هستند و هر اثری از هستی است . سخن اصلی در باره وجود است ،،جز وجود چیزی نیست ،، پس جز خدا چیزی نیست ،، وهمه هستند یعنی وجودشان از خداست وهر اثری وصفتی وفعلی وذاتی وجود دارد ،همه از آن هستی است یعنی خدا ،، پس ما وعالم همه از خدائیم ورجوعمان نیز به خداست ،،چون اصل مهمی را باید ملکه ذهنمان کنیم وآن اینکه در مقابل هستی ،نیستی است ونیستی یعنی هیچی وعدم که در مقابل هستی وخداوند وجود ندارد .

پس سلطنت از آن هستی است با آثار واسماء وصفات وافعالش .

بسم الله الرحمن الرحیم

 چون نبات وجماد را با هم بسنجیم می بینیم که هر دو در اصل وجود داشتن مشترکند ،،وجماد حجم دارد ،نبات هم حجیم است . آن وزن دارد واین نیز وزین است تا کم کم بجائی میرسیم که می بینیم نبات رشد و نمو دارد و او را تا اندازه ای حس وتا حدی حرکت است ولی جماد فاقد این کمال است و صاحب این کمال آثار وجودی بیشتر دارد ،پس نبات در رتبه برتر از جماد است .توضیح اینکه ما در بین مشهودات خود که بهره ای از وجود دارند ،،تفاوتهائی می بینیم ،، تفاوت آنها به سبب بهره مندیشان از وجود است.

هر چه موجودی بهره بیشتری از وجود داشته باشد ،کمال بیشتری دارد و بیشتر وجود وکمالات وجود را نشان میدهد .

♦️ قانون کلی ♦️

#⃣ همه کمالات از وجود است .

#⃣ هر موجودی به سبب وجودش بهره ای از کمال را داراست.

#⃣ در مقام مقایسه میان موجودات ،هر کدام کمال بیشتری را دارا باشند ، بهره وجودی بیشتری دارد .

#⃣ همه موجودات به کمال خود راضی اند و از وجود خود لذت میبرند .

#⃣ سراسر عالم خبر از وجود وکمالات وجود است .

#⃣ انسان موجودیست که زیبائیها و کمالات وجود را می بیند و میان آنها مقایسه میکند ویکی را برتر از دیگری میداند .

 نتیجه کلی این است که همه چیز در جای خود نیکو و به بهترین وجه آفریده شده است .

 الذی احسن کل شیئ خلقه . خلقت همه چیز بر احسن وجه است و وجود هر موجود بهترین حالت ممکن برای اوست وبهتر از آن متصورنمیشود.

فکر کنید نبات دارای حس و ادراک حیوانی بود ولی حرکت حیوان را نداشت ،،آنوقت احساس داشت ولی نمیتوانست حرکت کندو آن چیز دلخواه محسوس خود را بدست بیاورد ،آنوقت وجود برایش ناملایم بود ،چون آنچه را میخواست ،نمیتوانست با حرکت ارادی بسوی آن کسب کند و آنگاه وجودش برایش لذت نداشت .

 جهان چون خط وخال و چشم و ابروست
که هر چیزی بجای خویش نیکوست

 هر آن وصفی که در صحرا نهادیم
تو زیبا بین که ما زیبا نهادیم
#⃣ ویک قسم دیگر را می بینیم که آنها را حرکات گوناگون است .

وحس آنها به مراتب شدیدتر و قوی تر از حس نباتات است و افعال گوناگون از آنها بروز میکند و همه از اراده آنهاست ،که انواع حیوانات بری و بحری اند .

وچون این قسم را با نبات مقایسه میکنیم ،👈می بینیم هر دو در ۱وجود داشتن و ۲جسم بودن و در ۳لوازم جسم شریکند .

 ونیز نبات را رشد ونمو است ،یعنی دارای قوه ایست که بدان قوه غذا میگیرد و می بالد واین قوه را در این قسم که حیوان است ،نیز می یابیم ، تا اندک اندک به جائی میرسیم که می بینیم حیوان واجد کمالاتی است که نبات فاقد آنهاست . که همان حرکات ارادی وافعال گوناگون است که ناچار شعور و قوه و بینش بیشتر و قویتر موجب آنگونه امور مختلف است .

 پس آثار وجودی و حیاتی حیوان بیشتر از نبات است ، پس حیوان در رتبه برتر از نبات است .

شباهت و تفاوت در آثار وجودی موجودات گوناگون :

 همه در موجود بودن با هم مشترکند.

جماد علاوه بر داشتن وجود ،، دارای ابعاد ثلاثه یعنی طول وعرض وعمق است و وزن دارد . یعنی جسم است .

 نبات علاوه بر موجود بودن وجسم داشتن دارای تغذیه و تنمیه و رشد ونمو است . حیوان علاوه بر موجود بودن وحس داشتن و تغذیه و تنمیه داشتن ،دارای حواس است و حرکات و افعال گوناگون از او صاد میشود.

 پس در بین جمادات ونباتات وحیوانات . حیوان برتر از انواع جمادات ونباتات است .

++
#⃣ ویک قسم دیگر را می بینیم که تمام آثار وجودی حیوانات را داراست با اضافه این معنی واین حقیقت که موجودیست دارای رشد ونمو ♦️ کمال گیاهان♦️ و حس و حرکت و دیگر قوای حیوانی ♦️ کمال حیوانات♦️ ولی افعالی از او صادر میشود که از هیچ حیوانی ساخته نیست . می بینیم که همه حیوانات و نباتات و جمادات مسخر اویند .

 او بر همه حاکم وغالب است . این موجود عجیب انسان است .  پس ناچار قوای حیاتی و وجودی او بیشتر از حیوانات است .پس انسان در رتبه والاتر از حیوان است .
#⃣ وباز اگر در افراداین نوع♦️انسان♦️ ،فحص و کاوش کنیم ،می بینیم که آثار وجودی دانا به مراتب بیش از نادان است وهمه اکتشافات و اختراعات و….از دانشمند است نه از نادان وانسان نادان ،محکوم دانا وتابع او است ودر حقیقت♦️ دانش♦️ است که محور جمیع محاسن است .

پس انسان دانا ،اشرف از انسان نادان و حیوان و نبات و جماد است . پس در حقیقت ♦️علم♦️ موجود اشرف ،و در رتبه ،فزون تر از همه است .تا زمان بحث در گوهر علم فرا رسد که ببینیم چگونه گوهری است .

نتیجه : علم برترین موجود از لحاظ رتبه و وسعت وجودی است ،،موجودی در عالم برتر وبالاتر از علم وجود ندارد ،، وهر آن کس از افراد انسانی علم بیاموزد به میزان آموختنش از دیگران بالاتر است ،زیرا انسان با علم ،اتحاد وجودی پیدا کرده و وجودش وسعت پیدا میکند ،هر اندازه علم بالاتر باشد ،وجود انسان نیز دارای شرافت بیشتری میشود از علوم ریاضی وتجربی وفقه و اصول و…گرفته تا برسد به معرفت وحکمت ،اگر حکیم بشود وجودش سراسر حکمت است وعالمی میشود بنشسته در گوشه ای . حکیم حقایق اشیاء را همانطور که هستند یعنی همانطور که خدا آفریده می بیند ،نه آنطور که می پندارد که پندار،، انسان را به چیزی از حق غنی نمیسازد .
ان الظن لا یغنی من الحق شیئا

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *